تاکید اسلام سفارش به رفاه اجتماعی و گریز از فقر برای سلا مت اقتصاد
کد مطلب: 193
سه شنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۵۰
تاکید اسلام سفارش به رفاه اجتماعی و گریز از فقر برای سلا مت اقتصاد
 

نویسندگان :مجتبی اخوان ارمکی(عضو پژوهشکده فرهنگ ایران و اسلام) دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه تهران
 و ملیکا هاشمی :دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه تهران
چکیده
در این مقاله بعد از مقدمه ای کوتاه، فقر را تعریف خواهیم کرد ،آنگاه فقر از دیدگاه اسلام رابه طور کامل توضیح خواهیم داد. سپس تعاریف مختلفی از رفاه ارائه خواهیم کرد. سپس رفاه از دیدگاه اسلام را به طور مشروح بررسی خواهیم کرد و به این نتیجه خواهیم رسید که از دیدگاه اسلام فقر امری زشت و ناپسند است و انسانها باید بکوشند تا به رفاه کامل برسند و شکاف طبقاتی را به طور کلی در جامعه محو کنند، تا زندگی در کمال رفاه و آسایش به صورت زیبایی جریان داشته باشد و انسان بتواند در سایه اقتصاد سالم به مقصد اصلی خویش نایل آید.
مقدمه
محیط مادی یعنی؛ مجموعه عوامل مختلف و متنوعی که افراد بشر را احاطه کرده است، به طور محسوسی در وضع جسم و عواطف و حتی افکار و اندیشه های انسان موثر است. سطح زندگی، وضع خانوادگی و همه شرایط و اوضاعی که به نام محیط، بشر را در دامن خود پرورش می دهد، در تربیت روح و بدن انسان نقش مهمی دارد.
این اصل همه قوای انسانی فقط محصول محیط مادی اوست و چیز دیگر در پیدایش آن وجود ندارد، اگرچه مورد پذیرش همه فلاسفه نیست، اما تاثیرات این اصل به طور اجماع مورد قبول همه متفکرین و فلاسفه می باشد.
کیفیت معاش، عقاید دینی و اجتماعی، ادبیات و هنر، آداب معاشرت و کلیه فعالیتهای بشر تحت تاثیر شدید این اختلافات محیط مادی قرار می گیرد.
از آنجا که آموخته ها و باورهای انسان نقش بسیار مهمی در زندگی بشر و جامعه دارد، متاسفانه در اذهان برخی از مردم این اعتقاد رسوخ کرده است که رفاه زشت و ناپسند است و فقر را دلیل مقرب خداوند بودن دانسته اند. در مقابل گروهی دیگر غنی و ثروت را دلیل مهر آسمان و نور چشم خدا بودن پنداشته و اینگونه تصورات را در سرنوشت خود و ملت خویش دخالت داده و به هر عقب ماندگی و بدبختی تن در داده اند.
لذا؛ این سوال ها مطرح می شود:
۱-اسلام در باره فقر و رفاه چه دیدگاهی دارد ؟
۲-آیا فقر امری پسندیده است و اسلام به آن امر کرده است؟
۳-آیا فقرو رفاه برسلامت اقتصاد جامعه تاثیر گذار است ؟
برای پاسخ به این سوال ها به کتاب های قرآن ،احادیث و روایات اسلامی مراجعه خواهیم کرد.
هدف از این تحقیق شناساندن فقر و رفاه و پیامد آثار آنها برسلامت جامعه است.
تعریف فقر
فقر در لغت به معنی تهیدستی، تنگ دستی، درویشی و نیازمندی آمده است. امام موسی صدر فقیر را این گونه تعریف می کند : «کسی که امرار معاش و تامین زندگی سالیانه خود را نداشته باشد.» او در ادامه می گوید: «ما می توانیم ادعا کنیم که مفهوم و معنی فقیر هم مثل اغلب مفاهیم عرفی برحسب تاریخ تغییرات زندگی بشر و تفاوت وضع معیشت عمومی و بلکه برحسب تفاوت مناطق و شهرها در یک زمان متفاوت و متغیر است»
فقر را نمی توان به عنوان یک وضعیت کمی و قائم به ذات توصیف کرد، بلکه برحسب واکنش اجتماعی ناشی از یک موقعیت مشخص می شود.
«پته الکاک» (۱۹۸۷) معتقد است که فقر قسمتی از سوال گسترده تر ما درباره ساخت و توزیع منابع در جامعه، قدرت کنترل و استفاده از این هاست. لذا؛ فقر به طور تنگاتنگ با نابرابری و قدرت مرتبط است. 

فقراز دیدگاه اسلام
از دیدگاه اسلام فقر در ردیف اموری قرار دارد که در زندگی مردم دارای بدترین اثرات است. در این باره به دعاهایی که از رسول اکرم و سایر پیشوایان رسیده،می توان استناد کرد .این قبیل مضامین در احادیث و روایات فراوان است: «خدایا من به تو پناه می برم از کفر و فقر و عذاب قبر» و یا «به تو پناه می برم از گناه و قرض» و «به تو پناه می برم از غلبه فزونی قرض داری و قهر و فشار مردم» و یا حدیث «نزدیک است که فقر به کفر منتهی می گردد.»
فقر در اسلام ، گاهی معصیت و گناه شمرده می شود. گناهی که شخص گرفتار به آن مآخذه می شود. قرآن به لحن شدیدی خطاب به کسی که خود را در معرض فقر و تنگدستی قرار می دهد، دستور می دهد: «دستهای خود را (در اثر بخل و امساک و فقر) به گردنت میاویز و نه آنها را (در اثر اسراف) بکلی و یکباره باز کن که (در هر دو صورت) ملامت زده و حسرت خورده بنشینی.»در حقیقت نکوهش اسراف هم که از عوامل فقر است، مذمت فقر است.
فقر و سربار جامعه بودن بسیار زشت و ناپسند است . استاد مطهری در این باره می فرماید: «اسلام طرفدار دو قدرت اخلاقی و اقتصادی است. مردمی که پول و ثروت نداشته باشند مسلم است کاری را که از اقتصاد ساخته است نمی توانند انجام بدهند و باید دست در یوزگی بیش دیگران دراز کننند. لذا؛ از ناحیه روحی هم آنها ضعیف هستند.»
فقر مایه بدبختی و مصیبت است و مردم باید با تمام قوا علیه آن قیام کنندو خود را از شر آثار شوم آن برهانند.
از دیدگاه اسلام مقصر اصلی فقر ،انسان است که در قرآن آمده است : «الله الذی خلق السموات و الارض و انزل من السماء ماء فاخوج به من الثمرات رزقالکم و سخرالشمس و القمر دا ئبین و سخر لکم اللیل و النهار و آتیکم من ما سألتموه و ان تعد و انعمه الله لا تحصو ها، ان الانسان لظلوم کفار»یعنی، خدایی که آسمانها و زمین را آفرید و از بالا برای شما باران فرستاد. سپس به سبب باران از زمین میوه های گوناگون بیرون آورد که روزی شما باشد، خورشید و ماه را برای شما تسخیر نمود و شب و روز را برایتان مسخر کرد و بلاد شما را از هر چه خواستید، اگر نعمتهای خدا را شماره کنید، شماره نتوانید کرد، همانا انسان بسیار ستمکار و ناسپاس است.
این آیه به طور صریح قانون کمیابی (که در نظر کاپیتالسیم منشاء اشکال حیات اقتصادی است.) را نفی می کند و با کلمه «ان تعد و انعمه الله لا تحصوها» تزاحم و اختلاف را منوط به کمبود مواد طبیعی نمی داند. قرآن می گوید: این انسان است که از مسیر خلقت منحرف گشته و راه ظلم و ستم را بجای عدل و داد انتخاب کرده است. این انسان است که شوؤن اقتصادی را همانند سایر شوؤن زندگی به ظلم آلوده کرده و توزیع ثروت را آن طور که خالق ثروت مقرر فرموده عملی نمی نماید.»
فقر را علت العلل همه بدبختی ها باید دانست و برای مبارزه با آن سیستم جامع و کامل اقتصادی که از اسلام نشأت گرفته است ،بکار گرفت.
تعریف رفاه
رفاه در لغت به معنی؛ تن آسانی، آسودگی و آسایش آمده است.رفاه عبارت است از مجموعه شرایطی که باعث می شود فرد برای رسیدن به اهداف عالیه خویش در زندگی مانند: ادامه تحصیل، افزایش تولید، بهبود وضع زندگی فرزندان و غیره با مشکلات جسمی و روحی کمتری روبرو شود و آن مقاصد را در زمان مناسب با برترین شرایط تحقق بخشد. رفاه یک شخص باید تماماً تابع سرشت بودن او باشد. یعنی تابع عملکردهای بدست آمده، این که فرد از تغذیه خوبی برخوردار است، سالم است و غیره بایستی ذاتاً برای رفاه او مهم باشد.
دکتر حمیدرضا ارباب استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی درباره تعریف رفاه این عقیده را دارد که رفاه این است که مردم جامعه از کالاها و خدمات کمی و کیفی بیشتری استفاده کنند. اگر جامعه را از مصرف محروم کنیم، رفاه به دست نمی آید و هنگامی که مردم از نظر ضروریات اولیه زندگی یعنی، تغذیه، پوشاک و مسکن تامین باشند و پولشان را صرف مطالعه و آموزش و بهداشت کنند، می توان گفت: از رفاه برخوردارند.
لازم به ذکر است، رفاه اجتماعی تابعی از رفاه شخصی است. اگر رفاه اجتماعی را به متابعه، تابعی از رفاهیات فردی در نظر بگیریم، در آن صور ت تنوعات موجود در تبدیل درآمدها به رفاه شخصی را نیز باید به حساب آوریم. لذا رفاه اجتماعی باید با توزیع برابر درآمدها منطبق باشد.
ژان لابن جامعه شناسی معروف می گوید : «برای آنکه کشوری ثروتمند شود باید شهروندان آن خواستار رفاهی باشند که از ارضای روز به روز نیازهای فیزیولوژیک فراتر رود. اگر مساله فقط کاهش گرسنگی و حفاظت از بدن باشد، ملت بدون آنکه واقعاً احساس بدبختی کند در فقر به سر خواهد بود.» 
رفاه دارای جنبه های مادی و معنوی است. ارتقاء سطح زندگی از لوازم رفاه محسوب می شود برخی صاحب نظران چهار عامل را در سطح زندگی موثر می دانند که عبارتند از :
منابع طبیعی، اختراعات، هماهنگی اجتماعی و جمعیت.

تاکید اسلام سفارش به رفاه مردم و گریز از فقر برای سلامت ا قتصاد

انسان تنها موجودی است که می تواند راه راستی را که برای او ترسیم شده بپیماید و یا از راه منحرف و گمراه برگردد. انسان چنین آفریده شده تا در کسب کمال آزاد و مختار باشد. 
جامعه نیز از وجود انسان سرچشمه گرفته و برای رفاه و سعادت انسانها بوجود آمده است. 
اسلا م دین حیات است، دین حیات با بی خبری و ناتوانی و عجز ناسازگار است. اسلام کوشش و سعی بلیغ دارد تا در تعلیمات خود سرنوشت انسان را وابسته به عملش معرفی کند. یعنی، انسان را متکی به اراده خودش بکند،که «ان لیس للانسان الا ما سعی»همانا انسان به سعی و کوشش او بستگی دارد.
انسانها همه باید در رفاه باشند و شکاف طبقاتی در جامعه به طور کلی محو شود. لذا«از مواردی که در دین اسلام برای جلوگیری از ایجاد شکافهای عظیم اختلافات طبقاتی ایجاد شده است، قیود و محدودیتهایی است که در دین اسلام برای تحصیل ثروت تشریع شده است.
به طور کلی تحصیل ثروت برای رفاه خانواده و جامعه نه تنها لازم است بلکه به فرموده قرآن زینت زندگی دنیاست که، «المال و البنون زینه الحیاه الدنیا».خداوند در زندگی دنیا با این ثروت انسانها را یاری می کند و می فرماید : «و یمددکم باموال و بنین و یجعل لکم جنات و یجعل لکم انهارا»خداوند در زندگی دنیا شما را با مال و فرزند مدد و یاری می کند و برای شما باغ های سرسبز و نهرهای جاری قرار می دهد.
پس در هنگام مرگ تکلیف اموالتان را مشخص کنید، تا از بستگان شما کسی در فقر نیفتد، «کتب علیکم اذا حضر احدکم الموت ان ترک خیرالوصیه للوالدین و الاقربین بالمعروف حقا علی المتقین» بر شما نوشته شده، وقتی که مرگ شما نزدیک می شود، موظفید که اگر مالی دارید آن را برای پدر و مادر و بستگان وصیت کنید و این حق بر پرهیزگاران است.
بنابراین از مال و ثروت به عنوان یکی از امور خیر، یاری کننده انسان و زینت و زیبایی زندگی یاد شده است. ابی نصر بزنطی از امام هشتم ابی الحسن الرضا (ع) روایت می کند که حضرت به من فرمودند: که درباره لباس زیبا و نیکو چه می گویی؟ عرض کردم، برای ما نقل شده است که امام مجتبی (ع) لباس زیبایی می پوشید و امام صادق همواره لباس نو تهیه می کرده اند و پس از آن که لباس به دستور ایشان شسته می شد به تن می کردند. حضر ت رضا (ع) به من فرمودند: لباس زیبا بپوش که امام سجاد (ع) لباس خزی می پوشید که قیمت آن پانصد درهم بود و شال خزی به قیمت پنجاه دینار پوشش زمستانی ایشان بود که بعد از گذر زمستان آن را می فروختند و پول آن را صدقه می دادند. سپس این آیه شریفه را تلاوت فرمودند: «قل من حرم زینه الله التی اخرج لعباده و الطیبات من الرزق» «بگو چه کسی زینت های الهی و روزی های پاکیزه را که برای بندگان خود آفریده حرام کرده است؟! 
لذا؛ امام صادق (ع) به عبیدبن زیاد فرمودند : «اظهار النعمه احب الی الله من صیانتها» خدا وقتی به تو نعمتی می دهد بیشتر دوست دارد که تو این نعمت را اظهار کنی تا پنهان داری. قرآن سفارش می کند که نعمتهایی که خداوند به تو داده است نشان بده،در آنجا که می فرماید: «و اما بنعمه ربک فحدث» 
اسلام طرفدار دو قدرت است: یکی قدرت روحی و دیگری قدرت اقتصادی. از ناحیه روحی ما باید آنقدر قوی و نیرومند باشیم که مال و ثروت دنیا نتواند ما را بنده خودش قرار بدهد و از نظر اقتصادی باید کوشش کنیم مال و ثروت را از طریق مشروع در اختیار خودمان بگیریم تا بتوانیم از این قدرت مادی و اقتصادی استفاده کنیم. آنگونه که روایت شده است : «رانی ابوعبدالله (ع) و انا احمل بقلا فقال یکروه للرجل السری ان یحمل الشیء الدنی فیجترا علیه». امام صادق (ع) مرا دیدند که در بازار قدم برمی داشتم در حالی که لباس مندرس و سبزی را به دوش داشتم. امام (ع) فرمودند: بر ای انسانی که اعتبار اجتماعی دارد، این حرکت ها که او را در جامعه و در میان مردم کوچک می کند جایز نیست.
از این گونه روایتها که درباره رفاه انسان توصیه می کند، بسیار به دست ما رسیده است. حتی روایتهای بسیاری هست که سفارش به وسعت منزل شده و آنرا سبب سعادت مندی انسان دانسته اند. امام صادق (ع) فرمودند: «من السعاده سعه المنزل».یکی از علایم سعادتمندی انسان این است که منزل وسیع داشته باشد. حضرت امام موسی بن جعفر (ع) وسعت منزل را از فضیلت زندگی می دانند و می فرمایند: «سئل عن فضل عیش الدنیا قال سعه المنزل و کثره المحبین» از آن حضرت درباره فضیلت زندگی دنیا سوال شد. حضرت فرمودند: وسعت منزل و دوستان بسیار است.
آن حضرت در روایتی دیگر فقدان رفاه را یک نقص می دانستند و کسی را که در اندیشه رفاه خود و خانواده اش نبود، سرزنش کرده و او را احمق می دانستند: «عن معمربن خلاء قال ان اباالحسن (ع) اشتری دارا و امر مولی له ان یتحول الیها و قال ان منزلک ضیق فقال احدث هذه الدار ابی فقال ابوالحسن (ع) ان کان ابوک احمق ینبغی ان تکون مثله».معمربن خلاد می گوید: که موسی بن جعفر (ع) خانه ای خریداری کردند و به یکی از دوستانش فرمودند: تو به این خانه نقل مکان کن. زیرا خانه تو کوچک است و تو در مضیقه هستی، من این خانه را برای تو خریدم. مرد در جواب این محبت امام (ع)گفت: این خانه را پدرم ساخته است و من دوست دارم در خانه پدرم زندگی کنم.حضرت امام موسی بن جعفر (ع) فرمودند: اگر پدرت احمق بود و خیر و سعادت خود را نمی توانست درک کند، تو هم باید مثل او بیندیشی؟
همچنین آیات متعددی در قرآن وجود دارد که زندگی دنیا و دارایی را زیبایی و زینت دانسته است.  فرهنگ اسلامی، فرهنگی است متحرک و سازنده و دائماً انسان را در راه پیشروی و تقدم در همه جوانب گونا گون تطور عقلی تشویق می کند و هر اکتشاف جدید و شناسایی رمزی از رموز طبیعت را جزء هدف خلقت انسان و کمال او می شناسد و پرده برداری از اسرار طبیعت در قاموس فرهنگ اسلامی راهی به سوی شناسایی پروردگار شناخته شده و سیر در این را را به عنوان یک عبادت و نزدیکی به خدا و کمال انسانی لازم می شمرد. لذا؛ اگر تلاش نکنیم و حالت رکود و سکون و موت به خود بگیریم از اطاعت فرمان خدا دور شده ایم.
حضرت علی (ع) هم در نهج البلاغه می فرمایند : «ان المتقین ذهبوا بعاجل الدنیا و اجل الاخره، سکنوا الدنیا بافضل ما سکنت و اکلوها بافضل ما اکلت» متقین و پرهیزگارانی در دنیا هستند که هم نعمت دنیا را برده اند و هم نعمت آخرت را. در دنیا در بهترین مسکنها نشسته و بهترین غذاها را خورده و در عین حال به نعمت عقبی هم رسیده اند.
اسلام هرگونه حرکت و تحول فکری مثبت و تکامل عقلی صحیح را تشویق نموده و همه اینها را جزئی از رسالت انسان و فریضه ای از فرایض او قرار داده است.
حتی اسلام با نظر واقع بینی اختلافات طبقاتی را مطالعه کرده و از این اختلاف آنچه را که خطرناک تشخیص داده است، یعنی؛ اختلاف در سطح زندگی مادی و آنچه از نتایج و آثار آن است علاج کرده و در سایر قسمتها با دستورات اخلاقی و تربیتی نتایج صحیحی از این اختلافات گرفته است.
در اسلام خمس و زکات قانون مقدسی است که برای تعدیل زندگی طبقات مختلف و رفاه حال عمومی وضع شده است،که حضرت امام صادق (ع) فرمودند: «لوان الناس ادوا زکاه اموالهم ما بقی مسلم فقیرا محتاجا». اگر مردم زکات مال خود را ادا می کردند، هرگز در جامعه اسلامی فقیری یافت نمی شد.
حتی در اسلام برای رفاه مردم «به هیچ وجه خمس و زکات را نمی توان مالیات دانست.»چنانچه حضرت علی (ع) بر قسمتی از اموال مسلمانان در ایام خلافت مالیات قرار دادند. اسلام برای رفاه مردم تاکید می کند که حتی زکات را می توان به افرادی که کاسب باشند پرداخت کرد. در این باره باید به روایت ابی بصیر اشاره کرد که پرداخت زکات به خانواده فقیر هر چند کاسب باشد و قوت لایموت بلکه اندکی بیشتر داشته باشد می توان داد تا سطح زندگی او هم با سطح عادی زندگی مردم یکسان شود و در حال رفاه باشد.
همچنین روایات بیشماری در باب زکات آمده است که می توان با آن حج به جا آورد و می توان به فقیر آنقدر زکات داد، تا غنی شود. تا آنجا که در یکی از این احادیث، عاصم بن حمید از ابی بصیر وارد شده که شخصی به علت آنکه پیرمرد مستحقی گوشت و خرما می خورد و کمی با توسعه زندگی می کرد از دادن زکات به او خودداری کرده است، در مقابل حضرت صادق (ع) با تاثر و تعجب به او متذکر می شوند که خداوند متعال حساب مخارج فقرا را از خوردن و آشامیدن و لباس پوشیدن و ازدواج و حتی صدقه دادن و حج کردن فرمود و به مقدار کفایت این مخارج (و نه کمتر از این مقدار) بر اغنیا واجب نمود و در اموالشان حق فقرا را معین کرد. لذا؛ پیامبر اسلام (ص)، ثروتمندی را ،کمک خوبی برای کسب تقوی و فضیلت می داند.
در اسلام راه حلی که بوسیله خمس و زکات برای تعدیل اختلاف طبقاتی در نظر گرفته شده است، در حقیقت بالا بردن سطح زندگی طبقات محروم است. بنابراین؛ حقوقی را که بر اغنیا واجب شده است، موجب توسعه معاش فقراست و اگر گاهی نبود بیشتر واجب می شد و بالاخره هر چه سطح زندگی طبقات مرفه بالاتر رود ،با پرداخت این حقوق سطح زندگی طبقات ضعیف را هم بالا خواهند برد و تعادل منطقی و صحیح بوجود می آید. البته بدیهی است که رفاه عمومی جز در توزیع عادلانه به حق ثروتها و درآمدهای جامعه امکان پذیر نیست و بدین سان ننگ استضعاف مالی از دامن جامعه پاک می شود. حضرت علی (ع) این امر را از وظایف و اهداف زمامداران به حساب آورده است. امام خمینی(ره) خیر دنیا و آخرت را در رفاه حال مردم می دانستند و در این باره می فرمودند: «به همه در کوشش برای رفاه طبقات محروم وصیت می کنم که خیر دنیا و آخرت شما رسیدگی به حال محرومان جامعه است».
نتیجه گیری
اسلام فقر را در ردیف اموری قرار می دهد که می تواند بر زندگی مردم بدترین اثرات را داشته باشد. زیر ا علت العلل همه بدبختی ها ست. فقر مایه بدبختی و مصیبت است و باید با تمام قوا علیه آن قیام کرد و مردم را از آثار شوم آن رهانید.
اسلام می خواهد که همه انسانها در رفاه باشند و شکاف طبقاتی به طور کلی در جامعه محو شود. اسلام ثروت و رفاه را در جامعه نه تنها لازم می داند بلکه آنرا زینت زندگی به حساب می آورد.
از دیدگاه اسلام ؛ باید زندگی در کمال رفاه و آسایش به صورت زیبایی جریان داشته باشد تا انسان بتواند در سایه رفاه به مقصد اصلی خویش نائل آید.
بنابراین؛ فراهم آوردن رفاه و آسایش و تحقق کفاف در زندگی -که در سایه اقتصادی سالم حاصل می شود- برای تمام اقشار جامعه لازم و ضروری است و همه وظیفه دارند در این امر اقدام نمایند.

Share/Save/Bookmark
مرجع : http://masir-sabz.ir/article/setadehya/21684-1389-12-17-08-04-14.html