تروریسم در خاورمیانه چگونه مهار می‌شود؟
دکتر محمدتقي حسيني قائم مقام وزير تعاون، کار و رفاه اجتماعي در امور بين الملل
مبارزه با تروریسم اکنون دارای اولویت است. اگر به این موضوع به درستی و هوشیارانه پرداخته نشود همه کشورها تاوان سنگینی برای آن خواهند داد. برای مبارزه با تروریسم اقدامات حقوقی لازم است اما کافی نیست. تقویت سازوکارهای بین المللی نیز بایستی در دستورکار قرار گیرد. فراتر از این دو اراده استوار در جامعه بین المللی برای مبارزه با تروریسم نیاز است.
کد مطلب: 5052
دوشنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۴ ساعت ۱۷:۵۲
 
دوران معاصر از بسیاری جهات بی سابقه است. برخی از پدیده هایی که امروزه شاهد آنها هستیم، در گذشته نمونه ای نداشته اند. از آن جمله مسئله تروریسم است. هر چند که تروریسم یک موضوع کهنه به درازی تاریخ است اما چهره ای که تروریسم امروز از خود بروز داده است چهره ای نو، پيچيده، بي سايقه و موجب چالش های فراوانی شده است. به عنوان مثال یک گروه تروریستی به نام داعش پدید آمده است که سرزمینی حتی گسترده تر از سرزمین برخی از کشورهای منطقه را در اختیار دارد. به راحتی با کشورهاي منطقه م خارج از آن داد و ستد مي کند.

ذخاير نفت در حيطه خود را به بازار روانه مي کند و به منابع مالی مطمئن دسترسی دارد. پیشرفته ترین سلاح ها را به دست می آورد. در فضای مجازی حضوری پر رنگ دارد. اقدامات ضد بشري خود همچون قتل عام کودکان و جدا کردن سر اسيران يا آتش زدن آنها را در معرض ديد همگان قرار مي دهد. از کشورهای مختلف عضو می گیرد و بی محابا به غیر انسانی ترین اقدامات همچون قتل و کشتار دسته جمعی مردم غیر نظامی و بی دفاع و نیز فروش زنان و دختران در بازار مبادرت می ورزد. با اینکه به نظر می رسد همه قدرت های جهانی خود را در جنگ با این تروریست ها می بینند و شورای امنیت این موضوع را در دستور کار خود قرار داده است و در این زمینه قطعنامه هایی را نیز صادر کرده است، با این حال این گروه تروریستی همچنان به اقدامات خود توسعه می دهد و در کشورهای مختلف دست به انفجار و قتل عام می زند. گویی خاورمیانه به این پدیده خو کرده است و ساير نقاط جهان هم با آن کنار آمده اند.

اقدام ترویست ها در فرانسه که موجب کشتار بی سابقه ای در تاريخ معاصر اين کشور شد، پرده دیگری از ماجرای تروریسم و قدرت آسیب رسانی آن را بالا زد. هر چند که ممکن است در آينده عوامل و انگيزه هاي بيشتري در مورد اين اتفاق شناسايي شود اما داعش با به عهده گرفتن آن خود را دوباره به سطر اول اخبار جهاني رساند و همه توجه ها را به خود جلب کرد. این اتفاق یک قدرت نمایی از سوی داعش بود که البته بر اساس محاسبات خاص این گروه صورت پذیرفته است. این محاسبات ممکن است لزوما با معیارهای عقلانی و حساب شده همخوانی نداشته باشد اما یقینا از منطق خودش پیروی می کند. منطقی که داعش بر مبنای آن توانسته است با قهر و خشونت استیلای خود را بر مناطقی از خاورمیانه ايجاد کرده و تداوم بخشد. داعش به هر شکل خود را پیروز این اتفاق می داند.

این گروه توانسته است سیستم امنیتی فرانسه را غافلگیر کرده و ضربه سختی را به آن وارد کند. این یعنی امکان کنش قهرآمیز در داخل اروپا برای داعش میسر است و از این نظر احساس قدرت می کند. حجم تلفات این عملیات تروریستی نیز آنقدر بالا هست که رعب و وحشت را در فرانسه و بلکه در سراسر اروپا و دنياي غرب بوجود آورد. این نیز افزوده دیگری در منطق محاسباتی داعش محسوب می گردد. جلب توجه افکار عمومی بین المللی آورده مهم دیگری برای عملیات تروریستی داعش محسوب می گردد. به هر حال امروز داعش خبر اول تمامی رسانه های جهان را به خود اختصاص داد و توجه تمامی جهان را به عملیات خود در فرانسه معطوف کرد. هرچند که این عمل نفرت انگیز است ولی جنبه نفرت انگیز قضیه برای داعش اهمیتی ندارد. بلکه از جهاتي مطلوب هم هست. مطرح شدن و نمایش قدرت دو مولفه اي است که برای داعش اهمیت دارد. این نمایش قدرت حتی اگر دشمنان داعش را نیز مرعوب نکند، اعضای آن را که بویژه این روزها زیر ضربات سهمگینی قرار داشته اند به قدرت این گروه امیدوارتر و آنها را برای مقاومت مصمم تر می کند.

این اتفاق تبعات زیادی در بر خواهد داشت. بدون تردید از تبعات این حادثه تروریستی بازگشت موج اسلام ستیزی در غرب است. اگر چه همواره گفته شده است که داعش و اقدامات آن هیچ نسبتی با اسلام ندارد اما تردیدی نیست که اسلام و مسلمانان تاوان این اقدامات غیر انسانی داعش را خواهند داد. فضای سنگینی که در غرب علیه اسلام شکل می گیرد ما را به فضایی مشابه آنچه که بعد از حادثه یازده سپتامبر رخ داد، برمی گرداند. این موضوع چه بسا کشورهای غربی را وادار کند تا دست به واکنش های نسنجیده دیگری بزنند. واکنشی همانند آنچه که دولت آمریکا و متحدانش بعد از حادثه یازده سپتامبر در حمله به عراق و افغانستان نشان دادند یکی از سناریوهای محتملي است که البته از پیش می توان ناکارآمدی و اشتباه بودن آن را حدس زد.

اما در پرتو حادثه تروریستی پاریس بار دیگر این سوال مطرح می شود که واقعا تروریسم را چگونه باید مهار کرد؟ اکنون دیگر تروریسم در چارچوب مرزهای خاورمیانه باقی نمانده است و در حال افق گشایی است. اکنون فقط مردم عراق و افغانستان و سوریه و لبنان نیستند که آماج حملات تروریست ها هستند. بلکه فرانسه و يا هر کشور ديگري هم مي تواند قربانی این پديده شوم باشد. چه بسا کشورهای دیگری در آینده نزدیک قربانی این نوع عملیات تروریستی شوند. تروريسم يک پديده جهاني شده است. این نکته باید موجب این شود که کشورهای غربی در مورد استراتژی خود در مبارزه با تروریسم تجدید نظر کنند. باید امیدوار بود که این کشورها دچار اشتباه محاسبه ای همانند آنچه که بعد حادثه یازده سپتامبر رخ داد، نگردند. بی تردید واکنش نسنجیده آمریکا و متحدانش به حوادث یازده سپتامبر در عمق بخشيدن به افراطیگری و پراکندن بذر تنفر در منطقه نقشی عمده داشته است. آن لشکر کشی های بی حاصل در بروز گروه های تروریستی و قدرت گرفتن آنها و لاجرم در بی ثباتی ها در منطقه موثر بود. آنگونه که برنده جایزه نوبل اقتصاد ژوزف استیگلیتز و لیندا بیلمز در کتاب "جنگ سه تریلیون دلاری، هزینه واقعی درگیری در عراق" (تاريخ انتشار سال ۲۰۰۸) تشریح کردند که زنجیره ای از اشتباهات تصمیم گیری بعد از حادثه یازده سپتامبر یکی از بزرگترین فجایع تاریخ سیاست خارجی آمریکا را رقم زد. غرب ثابت کرده است که در بسیاری از مقاطع حساس تاریخی دچار اشتباه محاسبه و اتخاذ تصمیمات پرمخاطره گردیده است که تبعات آن بعدا خود را به شکل پيچيده تري نشان می دهد. رفتار ناتو در لیبی و برانداختن حکومت قذافی، صرفنظر از ماهیت آن رژیم، ضمن اینکه بسیاری از معیارهای اصولی و جا افتاده در حقوق بین الملل را زیرپا گذاشت، موجب شد تا این کشور به محلی مناسب برای شکل گیری و قدرت یافتن گروههای افراطی تبدیل شود. فشار در بی ثبات کردن نظام سوریه نیز موجب پیدایش گروههایی گردیده است که اکنون لهیب آتش سلاحشان مراکز غیر نظامی در پاریس را هدف قرار داده است. ترديدي نيست که خاورميانه نيازمند تغييرات بنيادين و دمکراتيک و افزايش نقش مردم در سرنوشت اين کشورهاست، اما تغيير با استفاده از نيروي نظامي خارجي و بدون محاسبه نيازها و الزامات محلي نتايجي جز بي ثباتي در پي نخواهد داشت.

مبارزه با تروریسم اکنون دارای اولویت است. اگر به این موضوع به درستی و هوشیارانه پرداخته نشود همه کشورها تاوان سنگینی برای آن خواهند داد. برای مبارزه با تروریسم اقدامات حقوقی لازم است اما کافی نیست. تقویت سازوکارهای بین المللی نیز بایستی در دستورکار قرار گیرد. فراتر از این دو اراده استوار در جامعه بین المللی برای مبارزه با تروریسم نیاز است. جامعه بین المللی علیرغم تدوین معاهدات متعدد هنوز در مورد مبارزه با تروریسم و بویژه در زمینه تعریف تروریسم دچار کمبودهای اساسی است. هرچند که گفته می شود انواع تروریسم به هر حال ذیل یکی از کنوانسیون های دوازده گانه تدوین شده در زمینه مبارزه با تروریسم و حقوق بین المللی عرفی یا اساسنامه رم و یا کنوانسیون های ژنو قرار می گیرند، اما هنوز در این زمینه ابهامات زیادی وجود دارد. عدم توافق بر سر تعریف تروریسم به خودی خود هنجارها و قواعد برخورد با تروریسم را تحت تاثیر قرار می دهد. دستیابی به یک کنوانسیون جامع در مورد تروریسم و ارائه تعریف روشنی از آن یک ضرورت بین المللی است.

داشتن اراده برای مبارزه با تروریسم دارای اهمیتی مضاعف است. در این زمینه باید به نقش دولت ها و حفظ حاکمیت آنها توجه کرد. بر اساس منشور ملل متحد، دولت ها از حاکمیت برخوردارند. موضوع حاکميت هديه اي نيست که منشور به دولت ها اعطا کرده باشد، بلکه ميراثي کهن است که دولت ها در رواابط بين الملل حداقل از زمان معاهده وستفالي به طور نظام مند با خود به همراه دارند و منشور ملل متحد نيز بر آن تاکيد کرده است. اين ميراث قديمي با فراز و نشيب هاي گوناگون در مورد ميزان و مقدار آن همچنان ارزش بنيادين خود را حفظ کرده است. دولت ها در عین حال به مسئولیت های ناشی از این حاکمیت نیز ملتزم و متعهد هستند. دولت ها وظیفه حفظ امنیت، حفاظت از اتباع خود و مسئولیت رفاه و آسایش آنان را بر عهده دارند. همچنین بایستی تعهدات و مسئولیت های بین المللی خود را ایفا کنند. هرچند که ممکن است دولتی به دلایلی در انجام بخشی از وظایف خود ناتوان گردد. در چنین شرایطی بر اساس تئوری امنیت دسته جمعی، جامعه بین المللی می بایست به آن دولت کمک کند تا وظایف خود را انجام دهد. تاکید منشور ملل متحد بر حفظ دولت ها و حاکمیت آنها دليل بر بي عيب و نقص بودن دولت ها نيست. بلکه به این دلیل است که دولت ها هستند که حفظ جایگاه و شان و رفاه و امنیت شهروندان را بر عهده دارند. در فقدان دولت امکان برآوردن هیچیک از این مسئولیت ها وجود ندارد. این امر ثابت شده است که دولت جهانی امکان پذیر نیست. به عبارت ديگر هر چند که سازمان هاي بين المللي و هنجارهاي فراگير پديد آمده اند، اما جهان سیاسی همچنان متکثر است.

در سال ۲۰۰۴ کوفی عنان دبیرکل وقت سازمان ملل متحد گروهی از صاحبنظران را مامور کرد تا در مورد بزرگترین چالش های قرن بیست و یکم بررسی کرده و نظرات خود را بیان کنند. این گروه در پایان بررسی خود و با گزارشی که ارائه کرد چالش ها و تهدیدهای پیش روی جامعه بین المللی در قرن بیست و یکم را در چند خوشه مهم و مبتني بر اجزاي متعدد دسته بندي و ارائه کرد. از جمله این تهدیدها که مورد توجه گروه ياد شده قرار گرفت، بی ثباتی و يا بي ثبات سازي دولت ها بود. بنابراین این گروه توصیه کرد که برای مقابله با چالش بی ثباتی در مناطق مختلف جغرافیایی بایستی از بی ثبات کردن دولت ها پرهیز کرد و آنها را یاری کرد تا اینکه بتوانند وظایف خود را به انجام برسانند. اکنون به نظر می رسد درک جهانی در این زمینه به نحو غیر سازنده ای دچار تغییر گردیده است و رویه ای متفاوت در پیش گرفته شده است. کشورهای غربی بویژه در این زمینه یک رفتار گزینشی را اتخاذ کرده اند. آنچه در خاورمیانه شاهد آن هستیم، نشانگر این تغییر رویه است. برخي بازيگران منطقه اي که بدون داشتن پارادايمي روشن وارد صحنه شده اند بر اين بي ثبات سازي مي افزايند. اقدامات پادشاهي عربستان سعودي در اين زمينه يک نمونه روشن است. فقط به عنوان نمونه اظهارات عادل جبیر وزير خارجه سعودي در حاشيه گفتگوهاي وين (رويترز ۱۴ نوامبر ۲۰۱۵) که مي گويد:"اگر اسد از طریق سیاسی کنار نرود به پشتیبانی از مخالفان مسلح دولت سوریه ادامه مي دهيم تا او را با زور سرنگون کنند " به خودي خود گويا و گواه روشني بر نقش بي ثبات کننده رياض است. بی ثباتی در سوریه که عمدتا منشا بیرونی دارد، علاوه بر تلفات انسانی گسترده و خسارات مادی فراوان، موجب پدید آمدن بزرگترین آوارگی جمعیتی در از سال ۲۰۰۰ تا کنون شده است. حضور گروههای مسلح با ملیت های گوناگون در این کشور وضع پیچیده تری پدید آورده است. دو دلی و تردید کشورهای غربی در مبارزه با تروریسم و مخالفت آنها با داعش همزمان با حمایت از گروههای مسلح دیگر به منظور مقابله با حکومت بشار اسد آنچنان موضع گنگ و سردرگمی است که نه تنها کمکی به حل معضل بی ثباتی در سوریه نمی کند، بلکه موجب گسترش تروریسم و بازتولید آن در شکل و فرم های جدید خواهد شد. .به اين موضوع اگر جسارت قدرت هاي منطقه اي مانند عربستان و هم پيمانانش در کمک بي محابا به گروههاي تروريستي را اضافه کنيم، آنگاه چشم انداز مبارزه با تروريسم چندان روشن نخواهد بود. طبيعي است که اين پديده از اين محدوده جغرافيايي فراتر مي رود و در آن صورت بايد انتظار حوادث ديگري همانند آنچه در جمعه شب گذشته در پاريس رخ داد را داشت.

ايجاد اراده بين المللي براي مبارزه با تروريسم مستلزم پديدار شدن درکي مشترک از خطر رو به گسترش تروريسم است. آيا جهان ما در اين زمينه به اتفاق نظر نزديک شده است؟ به نظر مي رسد عليرغم مشاهده خطرات اين پديده چنين اتفاقي نيفتاده است. زيرا هنوز هستند دولت هايي که تروريسم را در مواردي که عليه آنان نباشد خيلي هم نامطلوب نمي دانند.

پيشنهاد دکتر روحاني رئيس جمهور محترم ايران در سال ۱۳۹۲ به مجمع عمومي سازمان ملل متحد در مورد مبارزه با خشونت و افراطيگري که در قالب قطعنامه اجماعي اين نهاد بين المللي به تصويب رسيد راهکار لازمي است که جامعه بين المللي بايستي بر مبناي آن اقدامات عملي زيادي را به انجام برساند. در بين تمام اعضاي سازمان ملل تنها رژيم اسرائيل به اين قطعنامه راي منفي داد. این قطعنامه با تاکید بر اینکه جنگ و درگیری های مسلحانه می توانند منجر به خصومت بیشتر و گسترش خشونت و رنجش انسان ها شوند، موارد عملي را از جامعه بين المللي و دولت هاي عضو خواسته است که اجرا کنند. از جمله اين اقدامات به تعهد همه کشورها به مفاد منشور سازمان ملل متحد، محکومیت حمله به غیرنظامیان از جمله کودکان و زنان، جلوگیری از حمله به اماکن مقدس، حرم ها و مراکز فرهنگی، اتحاد جهانی برای مقابله با خشونت های قومی، مذهبی و فرهنگی، محکومیت انواع خشونت علیه جامعه زنان و محکومیت نفرت ناشی از ملی گرایی و سواستفاده از دین، مي توان اشاره کرد. براساس بند چهاردهم قطعنامه پیشنهادی ایران، دبیرکل سازمان ملل مکلف شد تا در اجلاس سال ۲۰۱۵ مجمع عمومي که مصادف با هفتادمین سال تاسيس اين نهاد نيز است گزارش خود را درخصوص اقدامات عملی در اجرای قطعنامه یادشده به اعضای مجمع گزارش دهد.

در پرتو حوادث اخير پاريس لازم است تا مجددا کشورها در اين زمينه به يک بازنگري بپردازند. موضوع مقابله با تروريسم با وضعيت کنوني راه به جايي نخواهد برد. قرار گرفتن اين موضوع در دستورکار بين المللي و پرداختن واقع بينانه به اين موضوع و ايجاد اراده جمعي براي امحاي تروريسم و افراطيگري ضروري است. پيشنهادات مطرح شده از سوي رياست محترم جمهوري اسلامي ايران به مجمع عمومي و مفاد قطعنامه مربوطه مي تواند در اين زمينه بعنوان زمينه مناسبي مورد استفاده جامعه بين المللي قرار گيرد. براي موفقيت در اين مبارزه، اقدامات زياد ديگري بايد صورت پذيرد.
منبع: خبر آنلاین
Share/Save/Bookmark