تعاوني ها: مباني و ويژگي ها
اين مقاله موضوع شركت تعاوني را مورد بررسي قرار مي دهد. تعريف تعاوني، اهداف ايجاد تعاوني، طبقه بندي تعاوني ها، تعاوني الگوي تجاري جايگزين، وظايف و مسئوليت هاي تعاوني، مراحل تشكيل يك تعاوني، و مزيت ها و محدوديت هاي تعاوني مطالب اين مقاله را تشكيل مي دهند.
کد مطلب: 3638
دوشنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۲ ساعت ۱۱:۳۴
تعاوني ها: مباني و ويژگي ها
 
۱- مقدمه

نخستين شركت تعاونى در سال ۱۸۴۴ ميلادى در يكى از شهرهاى كوچك انگليس به نام «راچ ديل» در دكانى كوچك با سرمايه اوليه ۲۸ ليره و پس انداز ۳۰ پنى در هفته شروع به كار كرد كه در ابتدا فقط ۲ شب در هفته فعال بود و پنج نوع كالا عرضه مى كرد. به فاصله يك سال، تعداد اعضاى اين شركت از ۲۷ نفر به ۹۰۰ نفر رسيد و سرمايه آن نيز به ۷ هزار ليره افزايش يافت. صد سال بعد ميليون ها انگليسى عضو اين شركت تعاونى شدند. امروزه شركت هاى تعاونى مصرف قدرتمندى در جاى جاى دنيا به وجود آمده كه توان تأثيرگذارى روى سطح قيمت ها، ايجاد اشتغال و جلوگيرى از انحصار را دارند.

الگوى تعاونى با فعاليت هاى تجارى پرشمار و گوناگونى تطبيق داده شده است. در سال ۱۹۴۲ ايوان امليانوف، عالم فرهيخته علوم تعاون، به اين مطلب اشاره كرد كه «كثرت فعاليت در تعاونى ها بسيار و گوناگونى آنها به واقع نامحدود است» در نتيجه اين تنوع، هيچ تعريف واحد جهانى براى تعاونى وجود ندارد.
۲- تعریف تعاونی

براساس تعريف «اتحاديه بين المللى تعاون» (ICA ) تعاونى يك اجتماع مستقل از افرادى است كه به طور داوطلبانه براى رفع نيازها و آرمان هاى مشترك اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى خود به وسيله يك بنگاه اقتصادى با مالكيت مشترك و نظارت مردمى گرد هم مى آيند. رهبران تعاون در سراسر دنيا، آى.س.اى را يك سازمان غيردولتى با بيش از ۲۳۰ تشكل عضو در بيش از ۱۰۰ كشور جهان به عنوان صاحب نظر پيشرو در تعريف تعاون و ارزش هاى آن به رسميت مى شناسند.
۳- اهداف ایجاد تعاونی

افرادى كه تعاونى را سازماندهى مى كنند، به دلايل بسيار اقتصادى، اجتماعى و حتى سياسى دست به اين كار مى زنند. نهضت تعاون در اغلب موارد روشى رضايت بخش براى تحقق اهداف فردى و در عين حال كمك به ديگران براى دستيابى به اهداف آنان تلقى مى شود.

كشاورزان و دامداران، تعاونى هاى عرضه و بازاريابى محصولات كشاورزى و دامى ايجاد مى كنند تا سودخالص خود را به بالاترين حد برسانند. اين امر مستلزم بازاريابى كارآمد محصولات تعاونى براى يافتن قيمت هاى بهتر و نيز پائين نگاه داشتن هزينه هاى مواد اوليه است. كشاورزان و دامداران در مى يابند كه در نقش توليدكننده، كاراتر و آگاه تر از يك بازارياب و خريدار عمل مى كنند. آنان همچنين مى توانند با خريد و فروش حجم بيشتر، به نرخ هاى بهترى دست يابند.

و به طور خلاصه، تعاونى ها به منظور ارائه خدمت به اعضا و براى رفع نيازهاى آنان سازماندهى شده اند و بيش ا ز آن كه بر برگشت سرمايه سرمايه گذاران اهميت دهند، بر توليد منفعت بيشتر براى اعضا متمركز شده اند. اين رويكرد عضومدارانه، تعاونى ها را در اساس از ديگر شركت هاى سهامى متفاوت مى كند.
۴- طبقه بندى تعاونى ها

تعاونى ها تقريباً در هر بخش اقتصادى وجود دارند و بسيارى از آنها به شكل چند منظوره فعاليت مى كنند.
طيف گسترده اى از تعاونى ها از كوچك تا اتحاديه هاى محلى و شركت هاى مشترك چندمليتى فعاليت دارند. با وجود اين تنوع، به منظور سهولت در تعريف و تحليل، تعاونى ها را اغلب براساس يكى از سه روش زير طبقه بندى مى كنند:
۴-۱- طبقه بندی تعاونی ها بر اساس فعاليت عمده تجارى

تعاونى ها را بيشتر به عنوان توليدى، بازاريابى، خريد، مصرف يا خدماتى دسته بندى مى كنند. هر يك از اين گروه ها شامل مقوله هاى ظريف ترى است كه طيف وسيع محصولات را در زير چتر تعاونى ها دربرمى گيرد.
۴-۲- طبقه بندی تعاونی ها بر اساس حوزه بازار

تعاونى ها را مى توان براساس بزرگى حوزه بازار طبقه بندى كرد:

الف ) تعاونى هاى محلى
ب ) محلى بزرگ
ج ) منطقه اى، ملى يا بين المللى.

۴-۳- طبقه بندی تعاونی ها بر اساس ساختار مالكيت

شش مدل متفاوت مالكيت تعاونى را مى توان شناسايى كرد

الف ) متمركز
ب ) فدراسيونى
ج ) پيوندى ـ پيوند تعاونى متمركز و فدراسيونى
د ) تعاونى هاى نسل نو
ه ) «تعاونى هاى وايومينگ» جديد
ی ) تعاونى هاى با مالكيت كاركنان.

۵- تعاونی الگوى تجارى جايگزين

در آمريكا همچون ديگر كشورها ، تعاونى ها نقش برجسته اى در اقتصاد ملى و محلى ايفا مى كنند. تعاونى ها در تمامى بخش ها حضور دارند و با عهده گيرى وظايف چندگانه خدمات رسانى مى كنند و از فعاليت هاى كوچك تا تعاونى هاى بزرگ محلى و تا تجارت هاى بين المللى را شامل مى شوند. آنها همچنين از نظر بدنه مالكيت متفاوت هستند. بيشتر تعاونى ها به طور مستقيم در مالكيت اعضاى خود هستند، اما برخى از تعاونى ها نيز با مالكيت ديگر تعاونى ها اداره مى شوند. برخى از تعاونى ها، اعضاى شاغل در تعاونى را به تعداد مشخصى محدود مى كنند در حالى كه شمارى ديگر از تعاونى ها اعضاى خود را با كارگران خود تكميل مى كنند. امروزه در چند ايالت آمريكا تعاونى ها عضويت خود را براى حضور طبقه سرمايه گذار نيز آزاد گذاشته اند. هرچند تمامى تعاونى هايى كه به صورت قانونى تجديد سازمان شده اند داراى يك طبقه شغلى واحد هستند .

تعاونى ها از بسيارى جهات به طور كامل به ديگر انواع شركت هاى سهامى شباهت دارند. آنها در همان بازارهاى كار و سرمايه مشاركت مى كنند كه شركت هاى سهامى آنها بايد دستمزدهاى مشابه، حق مديريت و نرخ هاى سود يكسان بپردازند. بسيارى فعاليت ها، از جمله بسته بندى، انباردارى، حمل ونقل، فرآورى و تبليغات نيز در همه الگوهاى تجارى يكسان است.

مطالعات پژوهشى نشان داده است كه تعاونى ها و ديگر شركت هاى سهامى به طور مساوى كارآمد هستند و بدون ترديد، شرايط عمومى اقتصادى از جمله بيكارى، نرخ هاى بهره، تورم وغيره همان اثرات را بر همه شركت هاى سهامى برجاى مى گذارد. مصرف كننده فصلى (موقت) به طور معمول نمى تواند اعلام كند كه با يك تعاونى سروكار دارد يا با يك غيرتعاونى (مگر آن كه واژه «تعاونى» بخشى از نام شركت باشد).
تفاوت بنيادين بين تعاونى ها و ديگر شركت هاى سهامى در موضوع عضو در برابر تجارت بر محور سرمايه گذار است. تعاونى ها بر سودرسانى بيشتر به اعضا تمركز دارند (اين مفهوم مى تواند سود به معناى پولى كلمه باشد يا نباشد)، در حالى كه ديگر شركت هاى سهامى بر توليد عايدات و سود براى سرمايه گذاران خود تأكيد مى كنند. به دليل اين وجه تمايز، فلسفه هاى كاركردى بين اين دو مى تواند بسيار متفاوت باشد. تعاونى ها بيشترشان براى اصلاح بازار (براى مثال ارائه خدمات اساسى محلى) و نه فقط براى توليد سود تشكيل مى شوند.
۶- وظايف و مسئوليت هاى تعاونى

ايجاد يك تعاونى قدرتمند و رقابتى، مسئوليت مشترك همه اعضاى هيأت مديره، مديران و كاركنان تعاونى است. اهداف چندگانه شركت و نظارت مردمى، تعاونى ها را به تجارت هاى منحصربه فرد چالش زا تبديل كرده است. وجود يك مديرعامل ماهر و خبره براى موفقيت تعاونى حياتى است همانگونه كه يك برنامه كيفى ارتباطى و آموزشى داراى اهميت است. فضاى متحول تجارى و رشد تعاونى ها، نياز اعضا به اطلاعات را دوچندان كرده است. ايجاد ارتباط با اعضاى جديد، اعضاى آينده، مراكزدولتى و مردم نيز همواره يك چالش بزرگ براى تعاونى ها بوده و خواهد بود.

در حالى كه رسالت اوليه بيشتر شوراهاى تعاونى، حضور در برابر گروه هاى قانونگذار و سياستگذار به نمايندگى از طرف اعضا است، بسيارى از آنها برنامه هاى آموزشى بسيار فعالى برگزار مى كنند. اغلب اين برنامه ها با همكارى مراكز دولتى خدمات ترويجى، مراكز دانشگاهى و اتحاديه هاى صنعتى تجارى اجرا مى شود. چندين دانشگاه از وجود مراكز فعال تعاون براى برگزارى دوره هاى تعاون به عنوان بخشى از برنامه هاى آموزشى با اعطاى مدرك تحصيلى بهره مندند كه تحقيقات مرتبط با كار تعاونى و آموزش هاى تكميلى را به طور معمول از سوى دفتر خدمات ترويج تعاون برگزار مى كنند.
۷- مراحل تشكيل يك تعاونى

تشكيل يك تعاونى جديد يك امر زمان بر و بيشتر فرآيندى دلسردكننده است. اين كار نيازمند تعهد بسيار از طرف كميته سازماندهى است. هر تجارتى مستعد رويارويى باشكست است و تعاونى ها نيز از اين قاعده مستثنى نيستند. اما جاى اميدوارى است كه تعاونى ها پس از تشكيل با نرخ كمترى از ناكامى نسبت به ديگر انواع تجارى مواجه مى شوند.

كاميابى به چند عامل كليدى وابسته است. ايجاد يك هسته مركزى از اعضاى متعهد و حمايت فراگير مردمى ضرورت دارد زيرا اعضا بايد در تأمين سرمايه اوليه مشاركت كنند. انجام يك امكان سنجى جامع، با در نظر گرفتن تحليل هاى مالى و بازار، عنصر مهم ديگرى محسوب مى شود. در اين امكان سنجى ميزان تقاضا در مورد كالاها و خدمات تعاونى و استعداد بالقوه آن براى موفقيت تعيين مى شود.

تعاونى بايد هدف (رسالت) وديدگاه مشخص خود را كه برآن اساس، اعضا و مديريت تعاونى تلاش مى كنند، تبيين نمايد. اهداف روشن تجارى به مديرعامل و اعضا كمك مى كند تاجايگاه خود و آنچه براى تحقق بيشتر اهداف نياز دارند را بيابند. با اين كار همه افراد در متن فعاليت ها قرار مى گيرند و مطمئن مى شوند تشكل تعاونى از اهداف خود منحرف نمى شود، بلكه در مسير درست خود حركت خواهد كرد.

تعاونى بايد رفتارهاى منطقى تجارى از خود نشان دهد. تعاونى بايد بازار خود را بشناسد و بداند چگونه به طور شايسته و سودآور در خدمت آن بازار قرار گيرد. هيأت مديره و مديريت تعاونى بايد در حفظ سوابق، دقيق و صحيح فعاليت هاى مالى كوشا باشند. مدير و هيأت مديره بايد به طور دقيق بدانند كه جايگاه مالى تعاونى كجاست تا بتوانند تصميمات درست تجارى اتخاذ كنند. علاوه بر اين، تعاونى بايد به وسيله يك شركت حسابدارى خارج از تعاونى، حسابرسى شود. تعاونى نيازمند سرمايه كافى در مرحله آغازين و رشد است و دست كم ۵۰ درصد آن را بايد اعضا با سرمايه گذارى سهامى خود تأمين كنند. همچنين تعاونى بايد آموزش و تربيت سالانه مديران، بخش مديريت و اعضاى تعاونى را براى بهبود امور ارتباطات و مهارت هاى تعاونى برنامه ريزى نمايد.
۸- مزيت ها و محدوديت هاى تعاونى
۸-۱- مزيت هاى عمومى

تعاونى ها به افراد امكان مى دهند تا منابع انسانى و مالى خود را در يك جا جمع كنند و به تشكيل سرمايه بيشتر بپردازند. افرادى كه شايد به تنهايى قادر به شروع يك فعاليت تجارى نبوده اند از راه تعاونى عمل كنند. مزيت هاى تعاونى براى اعضا و جامعه هم قابل لمس و هم ناملموس است. مزيت هاى ملموس را مى توان بى درنگ در قالب خدمات بهبود يافته، فراوانى بيشتر كالاها و قيمت هاى كم تر مشاهده كرد، در حالى كه براى آشكار شدن مزيت هاى ناملموس ناشى از تشكيل تعاونى به گذشت زمان نياز است. اعضا از راه تشكيل و نظارت بر تعاونى (به واسطه كميته ها و هيأت مديره) مهارت هاى رهبرى، مشكل يابى و اعتمادسازى و خوديارى را توسعه مى دهند. تعاونى ها اعضا را تشويق مى كنند تا براى رفع مشكلات اقتصادى و اجتماعى به جاى دولت به خود تكيه كنند. تعاونى ها مى توانند از راه آموزش مستمر به اعضا كمك كنند تا كيفيت كالا و خدمات را بهبود بخشند، فناورى نوين را به خدمت گيرند و شناخت بهترى در مورد روش هاى جديد تجارى و مباحث اقتصادى به دست آورند و تعاونى ها مى توانند با حفظ و ايجاد مشاغل محلى تأثير چشمگيرى بر جوامع خود گذارند.
۸-۲- مزيت هاى ويژه

- تعاونى هاى بازاريابى به اعضاى خود كمك مى كنند تا حجم فروش خود را با دستيابى به بازارهاى جديد و بزرگ تر با قدرت چانه زنى و مذاكره بيشتر افزايش دهند.
- تعاونى ها اغلب به روستاييان كمك مى كنند تا كيفيت كالاهاى خود را به وسيله درجه بندى، تعيين علامت تجارى، و بسته بندى دقيق بهبود بخشند، در نتيجه، اعضا قيمت هاى بهترى را در قبال كالا هاى خود دريافت مى كنند و در نتيجه سود بيشترى عايد آنها مى شود.
- برخى تعاونى ها نيز خدمات كمكى تجارى ارائه مى دهند كه مى تواند به بازاريابى مؤثر و نرخ هاى ارزانتر بينجامد.
- تعاونى هاى صنايع تبديلى، ارزش افزوده و سود محصولات اوليه اعضا را افزايش مى دهند.
- تعاونى هاى عرضه به اعضاى خود كمك مى كنند با خريد حجم بيشتر محصول، قيمت كمترى بپردازند.
- تعاونى هاى مصرف نيز به اعضا در زمينه پس انداز پول و رفع تقاضاهاى تأمين نشده آنان كمك مى كنند.
- تعاونى هاى كارگرى مى توانند شرايط بهتر كار از جمله امنيت شغلى را براى كارگران فراهم كنند.


۸-۳- محدوديت هاى تعاونى

- يافتن سرمايه گذار، وكيل و تحليلگر مسائل مالى كه با مدل تعاونى آشنا باشد.
- ناموفق بودن در شناخت پيچيدگى هاى تعاونى مى تواند به مشاركت و مشورت هاى نادرست بينجامد.
- آموزش اعضاى هيأت مديره بويژه در تعاونى هاى بزرگ و پيچيده ضرورى است.
- حفظ ذخاير كافى سرمايه و يافتن سرمايه تازه براى توسعه از جمله مشكلات هميشگى تعاونى هاست.
- تعاونى هاى بازاريابى نيز با چالش عظيم رقابت با شركت بزرگ (اغلب چندمليتى) مواد غذايى روبه رو هستند.
- مشكل تأمين سرمايه از محل بانك ها به وسيله تعاونى ها، به دليل اين كه تعاونى ها نسبت به ديگر شركت ها چندان شناخته شده نيستند.
9- مديريت تعاونی ها

براساس قانون تعاونى، رهبرى تشكيلات تعاونى برعهده هيأت مديره و مديريت اين شركت ها بر عهده مدير عامل و ساير مديران اجرايى است. از آنجا كه تعامل اعضا و دموكراسى از مهمترين جنبه هاى كليدى فعاليت هاى تعاونى محسوب مى شود، ايجاد و شكل گيرى اصل مديريت تعاون، شركت هاى تعاونى را قادر مى سازد به طور حرفه اى به فعاليت بپردازند. مديريت مشاركتى از طريق به كارگيرى سيستم هاى غير متمركز در شكوفايى استعدادها و خلاقيت ذهنى كاركنان بسيار مؤثر است. اين سبك از مديريت براى بهبود كيفيت بوده و بزرگترين عامل ترقى در سازمان تلقى مى شود كه همراه با افزايش بازدهى و كاهش هزينه است. مشاركت در مديريت تعاونى ها باعث مى شود كاركنان نه تنها وظايفشان را بشناسند بلكه بدانند چرا بايد آن وظيفه را انجام دهند. بنابراين عاملى كه چهره تعاونى ها را جذاب مى كند مشاركت است.
10- عوامل سازمانى و نقش آنها در تعاونی ها

نكته اى كه در مديريت تعاونى ها حائز اهميت است و معمولاً شركت هاى تعاونى از آن غافلند، اين كه تمام شركت هاى تعاونى بايد سازمان و مديريت صحيح و روشنى داشته باشند، در حالى كه در هيچ يك از شركت هاى تعاونى فعلى، نظام مشخص و روشنى براى كنترل وجود ندارد. به علاوه بين وظايف و مسئوليت هاى تعاونى مرز مشخص تعيين نشده، حتى گاه سلسله مراتب دقيق كه لازمه دوام و بقاى هر سازمانى است در اين شركت ها ديده نمى شود. سازمان هاى پويا، سازمان هايى هستند كه با فراگيرى و آموزش مستمر، بستر مورد نياز براى پويايى و تغيير را فراهم كرده اند. بنابراين تعاونى ها بايد علاوه بر طراحى مناسب ساختار سازمانى، در ساختار خود تجديد نظر كرده و فعاليت هاى خود را به مقياس وسيعى در انجام فرآيند ارزش افزوده گسترش دهند.
11- نقش عوامل اقتصادى در تعاونى ها

تعاونى ها مى توانند يك اهرم مناسب براى توسعه اقتصادى به شمار آيند كه همگام با سياست هاى دولت در بهبود شرايط زندگى، كار، توليد و ارتقاى سطح درآمد و وضعيت اجتماعى مردم مؤثر باشند. هدف از توسعه بخش تعاون در ممالك در حال توسعه اين است كه از اين طريق نه تنها به نوسازى شيوه هاى كهنه اقتصادى پرداخته شود، بلكه شرايط اقتصادى- اجتماعى عادلانه تر نيز برقرار گردد.

يكى از مشكلات و مسائل اساسى توسعه كشورهاى توسعه نيافته و در حال توسعه، كمبود سرمايه است. تشكيل و توسعه شركت هاى تعاونى در مناطق شهرى و روستايى، بهترين راه تجمع امكانات مالى اندك افراد متوسط جامعه و طبقه كارگر و كشاورز است. سرمايه تعاونى ها كه در حقيقت نقدينگى آنها محسوب مى شود، نقش مهمى در توانايى اين شركت ها براى تأمين كالاى مورد نياز اعضا و مشتريان شركت و در نتيجه افزايش رضايت آنان دارد. پس انداز و انباشت منجر به تشكيل سرمايه شده و سرمايه گذارى مى شود. سرمايه گذارى نيز راز بقاى توليد است. در واقع شركت هاى تعاونى به ايجاد اشتغال براى نيروى كار و افزايش مهارت آنها منجر مى شوند. به اين ترتيب شركت هاى تعاون علاوه بر ايجاد اشتغال به كسب درآمد نيز كمك كرده است.
12- نقش عوامل اجتماعى در تعاونی ها

انسان ها به سبب اين كه با فطرت اجتماعى بودن خلق شده اند به ناچار زندگى آنها هم بر پايه اجتماعى بناشده است و اين ضرورت، مشوق آنها شد تا مشكلات و نارسايى هاى روزمره خود را با تشريك مساعى و تعاون مرتفع ساخته و در راه رسيدن به هدف و زندگى سالم اجتماعى گام هاى مؤثرى را بردارند.
يكى از اصول اساسى تعاون آزادى عضويت اعضا در تعاونى براى كليه افرادى است كه بدون تبعيض هاى سياسى، مذهبى، جنسى و اجتماعى امكان مشاركت در تعاونى و برخوردارى از مزاياى آن را دارند. از اين رو تعاونى ها محل اجتماع افرادى هستند كه با سطح ثروت ، سواد و شئون شخصى متفاوت بر پايه تساوى و برابر با يكديگر ارتباط برقرار مى كنند و بدين گونه حس اعتماد به نفس، اهميت به شأن انسان و احساس تعلق درآنها بارور مى شود.

تعاونى ها از طريق واگذارى اختيار به مردم، توسعه خدمات اجتماعى، حمايت و حفظ طبيعت اشتغالزايى و ايجاد فرصت هايى براى پيشرفت و ترقى زنان، منجر به رشد و توسعه اقتصادى، اجتماعى و در نهايت بهبود عملكرد شركت هاى تعاونى مى شوند.
13- آموزش و فرهنگ سازى لازمه توسعه تعاون

آموزش صحيح و كارا پايه و اساس شروع هر فعاليتى است. آموزش تعاونى و اقتصاد تعاون به عنوان يك ضرورت آموزشى در مقاطع تحصيلى مى تواند تفكر تعاونى را به عنوان يك تفكر پويا در جامعه رشد دهد. يكى از مسائلى كه مى تواند پويايى و بالندگى اقتصاد تعاون را درپى داشته باشد فعاليت هاى تعاونى و آموزش آنها در آموزشگاههاست. آموزش تعاون در مدارس بايد از همان كودكى آغاز شود ضمن اين كه اين آموزش بايد به صورت نهادينه و كارشناسى شده ارائه شود.

براى آموزش تعاون و اقتصاد تعاونى مى توان چند نوع زمينه فعاليت درنظرگرفت. آموزش عموم (ترويج)، اين نوع از آموزش بايد به صورت فراگير در آموزشگاهها و رسانه ها صورت گيرد و زبان بيان آن نيز به صورت ساده، رسا و كارا باشد. آموزش درون تعاونى ها؛ اين نوع از آموزش براى اعضاى تعاونيها است كه هركدام در زمينه خاصى فعاليت مى كنند. هدايت اعضا و بالابردن سطح آگاهى اعضاى تعاونيها در هدايت و تشويق و پويايى تعاونى ها بسيارمهم است و اين نوع آموزش در ساختار بخش تعاون متولى قوى و كارشناسانى پويا لازم دارد. درحال حاضر وزارت تعاون آموزش هاى مختصرى در زمينه حسابدارى و قوانين و مقررات ارائه مى كند.
دكتر مهدى طالب استاد علوم اجتماعى عقيده دارد براى اشاعه فرهنگ تعاون در جامعه بايد روى سه گروه كار كرد.

اول دانشگاه كه بايد كارشناس و كارشناس ارشد تعاون تربيت كند كه فرهنگ سازى تعاون را انجام دهد، البته اين مهم با توجه به دروس دانشگاههاى كنونى مصداق نمى يابد و بايد يك مؤسسه دانشگاهى براى تعاون تشكيل شود كه به طور مستقل آموزش تعاون بدهد. اين محيط آموزش مستقل بايد از ديگر كشورها الگوبردارى كند و راههاى اشاعه فرهنگ تعاون را ترويج دهد.

گروه دوم اعضاى تعاونى ها هستند كه بايد وزارت تعاون، قوانين و مقررات را به آنان آموزش دهد، گروه سوم مردم هستند كه بايد از طريق رسانه هاى گروهى آموزش ببينند.

دركانادا نهضت تعاون از دانشگاه شروع شد و سپس آموزش تخصصى تعاون در سطح تعاونى ها، اتحاديه ها و رهبران تعاونى به صورت علمى ارائه شد و اكنون شركت هاى تعاونى در اين كشور با مشكلى مواجه نيستند.
دركشور ما وزارت تعاون يك مركز آموزش عالى دارد و درعين حال رشته تعاون بخشى از دانشكده علوم اجتماعى است، اما عده اى از استادان به نحوه تدريس و ارائه درسهاى تعاون انتقاد دارند ازجمله دكتر موسايى مدرس اقتصاد تعاون در دانشگاه تهران معتقداست: تعاونى بخشى ازعلم اقتصاد است كه جنبه هاى اجتماعى آن بسيار قوى است و دانشكده علوم اجتماعى نيز چارچوب هاى لازم را براى تدريس اقتصاد ندارد. اما اين به آن مفهوم نيست كه يك بنگاه غيراقتصادى است. اگر تعاونى ها نتوانند با ساير بنگاهها رقابت كنند تعطيل مى شوند. دراين رشته بخش اعظمى از واحدهاى ارائه شده دروس تخصصى علوم اجتماعى است و فقط چندواحد اقتصاد و تعاون مى خوانند. به نظر وى رشته تعاون بايد درگروه اقتصادى ارائه شود. در بسيارى از كشورهاى دنيا هم همين رويه است.

در اين صورت مشكلات نظرى تعاون تا حدزيادى حل خواهدشد. البته درمركز آموزش عالى تعاون نيز همان درسهاى دانشگاهى توسط همان استادان تدريس مى شود.

يكى ديگر از مباحث تعاونى ها، بازاريابى و مديريت تعاونى هاست. اما در دانشگاه هيچ درسى در اين حوزه به دانشجو ارائه نمى شود.

دكتر موسايى در ادامه در اين باره مى گويد: بايد ابتدا آموزش اصلاح شود، آموزش تعاونى هاى ما درحدى نيست كه افراد متخصص تربيت كند. همچنين فرهنگ عمومى، رسانه ها و روزنامه ها بايد به تعاونيها نگاه جدى تر داشته باشند. تا به حال نديدم يك برنامه از رسانه ملى پخش شود كه صرفاً به تعاونى هاى كشور بپردازد. فقط با آموزش است كه مى توان تعاونى ها را درجامعه معنى دار كرد.

تفكر تعاونى علاوه بر داشتن آثار اقتصادى، داراى آثار مثبت فرهنگى و اجتماعى نيز هست. همكارى، همزيستى، داشتن احساس مسئوليت درگرو داشتن تفكر تعاونى درجامعه است. فرهنگ سازى و پرورش مديران كارا از مهمترين مؤلفه ها براى توسعه بخش تعاون به شمار مى رود. در شرايط فعلى استنباط عمومى جامعه از شركت هاى تعاونى تنها بهره مندى از كالاهاى يارانه اى و كمك دولت است و چون ممكن است برخى موارد به اين يارانه ها دسترسى پيدا نكنند. فكر مى كنند، شركت هاى تعاونى فلسفه و ماهيت وجودى خود را ازدست داده يا بتدريج ازدست مى دهند. علل ناكامى بسيارى از شركت هاى تعاونى نبود فرهنگ تعاون است و اين به ناهنجارى هاى تاريخى ما برمى گردد. متأسفانه با وجود فرهنگ تعاون در اعتقادات ما، كارگروهى در جامعه ما خيلى پايين است و كشورهاى غربى بيشتر از ما اين فرهنگ را در جوامع خود پياده كرده اند.

همچنين ريشه غالب مشكلات كشور چه در بخش تعاون و غيرتعاون به ساختار مديريتى برمى گردد.
مديريت بايد كاملاً علمى شود. راه علمى شدن تصميمات هم پذيرش گفتمان، احترام به نخبگان و نظام كارشناسى است.
Share/Save/Bookmark